أحمد بن محمد بن زيد الطوسي

173

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )

ضَنْكاً « 1 - » [ 45 الف ] قيل هى عذاب القبر . » و گفته‌اند « 1 » : اين زمين معيشت و ضنك عذاب مىخواهد « 2 » . درويشى اين آيت مىخواند ، برخاست « 3 » و جامه بدريد و خاك بر سر كرد و گفت : « الهى فى الدنيا عذاب و فى القبر عذاب و فى القيمة عذاب فمتى الراحة و الثواب . » گفت : بار خدايا در دنيا عذاب عيال ، و در گور عذاب سؤال ، و در قيامت « 4 » حساب نعمت « 5 » ، پس آسايش كى بود « 6 » ازين انكال و اهوال . عبارت : در دنيا خواهش و در گور پرسش و در قيامت نالش و در دوزخ سوزش ، پس « 7 » كى خواهد بود هنگام آسايش . بيت گر از تو مرا قصد بروم و رى بو * آنجا كى روم « 8 » عشق توم در پى بو خون من بيچاره به نزدت مىبو * بر من ستم و بلاى تو تا كى بو قصه : پس چون حق تعالى « 9 » يعقوب « 10 » را آن درد فرقت بر دل گماشت ، و يعقوب « 11 » از آن الطاف ملك تعالى با يوسف خبر نداشت ، « قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمِيلٌ . » « 2 - » گناه ايشان با نفس حوالت كرد ، و درد خود را با صبر حوالت كرد ، و گفت اگر شما كيد انديشه كرديد ، ما نيز « 12 » صبر پيشه كرديم « 13 » . زود بود كى آن كيد كايدان « 14 » را مكافات « 15 » رسد ، و ملك تعالى « 16 » در صبر صابران را فرياد رسد . بيت گر بر سر من ز چرخ بيداد رسد * بدخواه مرا نيز دل « 17 » شاد رسد

--> ( 1 ) - ندارد ( 2 ) - از « اين زمين . . . » ندارد ( 3 ) - در متن : برخواست ( 4 ) - + عذاب ( 5 ) - + و مال ( 6 ) - خواهد بود ( 7 ) - ندارد ( 8 ) - شوم ( 9 ) - « حق تعالى » ندارد ( 10 ) - + حق تعالى ( 11 ) - ندارد ( 12 ) - ندارد ( 13 ) - گيريم ( 14 ) - + را ناشاد ( 15 ) - « را مكافات » ندارد ( 16 ) - ندارد ( 17 ) - بدل . در متن : تير دل ( 1 - ) سورهء طه / 123 ( 2 - ) سورهء يوسف / 18